به نیت تو
دوست دارم فال حافظ بگیرم … و دوست تر دارم که این غزل بیاید !
ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک
حق نگهدار که من می روم الله معک
تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس
ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک
در خلوص منت ار هست شکی تجربه کن
کس عیار زر خالص نشناسد چو محک
گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم
وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک
بگشا پسته ی خندان و شکرریزی کن
خلق را از دهن خویش مینداز به شک
چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد
من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
چون بر حافظ خویشش نگذاری باری
ای رقیب از بر او یک دو قدم دور ترک
…
ارسال دیدگاهمرگ
این روزها ، هر روزش که می گذرد احساس می کنم یک سال بزرگتر شده ام . می ترسم پیر شوم بی آنکه لذتی از سال های جوانی ام برده باشم !!
ارسال دیدگاه