سیلی !

نشستم پشت سیستمم و دارم به خیلی چیزها فکر می کنم . به این که چند سال گذشته چطور بوده و چند سال آینده چطور خواهد بود ( اگر زنده باشم البته ) . به این که کجا بودم و حالا کجا هستم . به این که چقدر به چیزایی که می خواستم رسیدم و چه چیزهایی رو از دست دادم . به آدم های دور و برم فکر می کنم : مادرم ، برادرم ، خواهرم ، مادربزرگم ، دوستای دبیرستان ، دوستای مجازی ، همکارا ، همکلاسیا …
آدم ها اگه تو زندگی شون هدف نداشته باشن ، انگیزه ای هم برای حرکت ندارن . اینکه صبح از خواب بیدار می شی و می ری سراغ کار ، درس ، تفریح … اینکه اصلا زنده ای برای اینه که آرزو و خواسته و هدفی داری که هنوز بهش نرسیدی …
چند وقتی هست احساس می کنم به بن بست رسیدم . این زمان و این مکان ، دقیقا جاییه که هیچ چیزی برای آینده نمی خوام . هیچ هدفی حتی برای اینکه یک قدم به سمت جلو بردارم ندارم . هیچ چیزی به نظرم نمیاد که ارزش داشته باشه برای رسیدن بهش زندگی کنی !
شاید خانواده ام تنها دلیلی هستن که باعث می شن صبحم رو به شب برسونم و حرکت کنم …

شدیدا نیاز دارم یه آدم معتقد و با معرفت باهام حرف بزنه و نصیحتم کنه . بهم یادآوری کنه برای چی زندگی می کنیم و به کجا قراره برسیم . بهم بفهمونه چیزی که به خاطرش زندگی می کنیم این دنیا نیست که با کم ارزش دیدنش دست از زندگی بکشیم . یکی که بزنه تو گوشم تا به خودم بیام …

  ارسال دیدگاه
----------------------------------------------------------------------